تبلیغات
باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم .....
 
باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم .....
پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: نویسنده : حدیث

سلام خوبین ؟

فردا با تیم کوهپیمایی داریم میریم  امرودک  خیلی خوشحالم ...حس خوبی دارم





نوع مطلب :
برچسب ها : کوهپیمایی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 خرداد 1394 :: نویسنده : حدیث
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 خرداد 1394 :: نویسنده : حدیث

سلام بچه ها

من از 5شنبه گذشته ساعت 3 تا عصر روز جمعه با تیم کوهپیمایی رفتیم  کلات ،جاتون خالی خیلی خوش گذشت هرچند که خوابیدن شبش بدون کیسه خواب وبالش توی چادر فقط بایک پتوی مسافرتی خیلی سخت بود ولی یه تجربه جالب بود برام

عکس زیاد گرفتم اگه شد میذارم براتون

حالم رو خوب کرد یه مقدار این گردش





نوع مطلب :
برچسب ها : کوهپیمایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 16 خرداد 1394 :: نویسنده : حدیث
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 خرداد 1394 :: نویسنده : حدیث
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 خرداد 1394 :: نویسنده : حدیث

سلام بچه ها امیدوارم حال دلتون خوب باشه

میخوام بگم  سه شنبه شب چه بلاهایی سرم اومد ...یادش میوفتم باز اعصابم خرد میشه .حدودا 20روز بو د که خونه خودم نرفته بودم  واز خیلی وقت قبل برای تلفن ثابت ثبت نام کرده بودم وقرار بود بیان برام نصبش کنن .روز سه شنبه بهم خبر دادن که دارن میان برای نصب و حتما خودتون باشین  خونه .حالا منم تا ساعت  7سرکار بودم  وبا اون خستگی راه افتادم توی جاده گلبهار اونم با اتوبوس (چون تاکسی گیرم نیومد) یک ساعتم تو راه  خستگیم چندبرابر شد

خلاصه رسیدم ولی چه فایده دیر رسیده بودم ومامور نصب رفته بود ،تصمیم گرفتم شب بمونم خونم ،برای همین رفتم نون گرفتم برای شام رفتم خونه ،ولی چشمتون روز بد نبینه تا از آسانسور اومد بیرون بوی تعفن از توی خونم زد بیرون ...من موندم چطور همسایه ها متوجه نشدن یا شایدم متوجه شدن واصلن براشون اهمیت نداشته که بهم اطلاع بدن

تا در خونم رو باز کردم دیدم برق ها قطعه  با چراغ قوه گوشیم توی آشپزخونه رو نگاه کردم  دیدم خون راه افتاده وسط آشپزخونه ...چون برق ها قطع شده بوده تمام گوشتهای توی فریزر آب شده بود  وخونشون راه افتاده بود وسط آشپزخونه  سبزی ها هم آب شده بود همه چیز توی یخچال کپک زده بود .اول حسابی گریه کردم به خاطر اینکه خسته بودم وتازه اول بدبختیم بود وباید خونه رو تروتمیز میکردم بعدم یاد احمد افتاده بودم توی اینجور مواقع خیلی دست به کمکم بود الان باید تنهایی این همه کارو میکردم

خلاصه رفتم به نگهبانی گفتم چرا برق های مارو قطع کردین (چون اگه شارژمجتمع رو ندیم برقامون رو قطع میکنن) کل وسایل توی یخچال وفریز من خراب شده ولی اونا گفتن ما همچین کاری نکردیم شاید فیوزتون زده بالا ..که اومدن بررسیش کردن دیدن بله فیوز های پایین مشکل داشته  وبرقم قطع شده

برقارو وصل کردن و منم شروع کردم به تمیز کردن یخچال وای میومدم داخل یخچال رو تمیز کنم اوق میزدم از بوی گندش ...خیلی بوی وحشتناکی میداد به هرمکافاتی بود تمیزش کردم  وکل وسایل توی یخچال وفریز رو با شیشه و هرچی بود کلن ریختم سطل آشغال

اومدم یکم استراحت کردم تا برم دنبال بقیه کارها ...یادم افتاد مامانم گفت حبوبات ها رو بذار توی یخچال تا شته نکنه ورفتم بهشون سرزدم خبری از شته نبود وگذاشتم توی یخچالی که تازه تمیز کرده بودم

موقع خواب اومدم که از توی یخچال آب بردارم چشمتون روز بدنبینه دیدم یخچال پر شته شده  جو پرک شته زده بود ومن ندیده بودم  باز ساعت 11شب با اون خستگی رفتم جارو برقی آوردم وشته ها رو از تو یخچال جمع کردم

بعدم مثل یه میت افتادم رو تخت وتا صبح یک سره خوابیدم .

عجب شب وحشتناکی بود .





نوع مطلب :
برچسب ها : روز نوشت،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : حدیث

امروز بعد از 4سال زندگی احمقانه ،بالاخره از خواب بیدار شدم و همه چیز رو راجع بهش فهمیدم  حیف از 4سال عمروجونیم ....ولی بازهم خداروشکر

 

+دوستای گلم اونایی که رمز رو خواسته بودن و برام ایمیل گذاشتن رمز رو براتون فرستادم ...علی جان برای تو هم فرستادم





نوع مطلب :
برچسب ها : روز نوشت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : حدیث
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : حدیث
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : حدیث
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : حدیث
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : حدیث

فراموشی خیلی سخته اما بعضی وقتها چاره ای نیست  ...روشهای زیر به نظرم خیلی کارساز اومد برام گفتم بذارم شاید به درد کسی خورد

1- به واقعیت وجودی او فکر کنید؛ به جای فکر کردن به خاطرات زیبایی که با هم داشتید و لحظات خوبی که با هم سپری کردید، به همه آن چیزهایی فکر کنید که در طی این مدت، شما را رنج می داد و مکدرتان می کرد. حالا دیگر وقت آن رسیده که خیالپردازی را کنار بگذارید و واقع بین باشید؛ پرده رؤیا را کنار بزنید و به چهره واقعی مردی نگاه کنید که این همه سال شما را فریب داده است.



2- بپذیرید و درک کنید که رابطه ای که بر اساس عشق حقیقی، صمیمیت، صداقت و تعهد بنا نشده باشد، رابطه سالمی نیست و دیر یا زود، از هم می پاشد؛ بنابراین در برابر وسوسه برگشتن و از سر گرفتن رابطه، قاطعانه مقاومت کنید.


3- به زن و فرزندان او فکر کنید و قبول کنید که همسر او هم زنی مثل شماست که آرزو دارد، تنها مالک قلب و وجود همسر خود باشد؛ بنابراین خودتان را فریب ندهید و بگذارید وجدانتان او را به زندگی واقعی اش برگرداند.

4- فراموش کردن به این معنی نیست که طرف مقابل را در ذهن و خاطره و یادتان به ناگهان نابود کنید؛ فراموش کردن حقیقی به این معناست که باید به جای او، به فکر خودتان باشید.

5- خودتان را باور داشته باشید. همه آدم های دنیا در یک نفر خلاصه نشه است؛ هر چند شما در عشق شکست خورده اید اما هنوز مردان شایسته ای زیادی هستند که ممکن است در مسیر زندگی شما قرار بگیرند و خواهان ازدواج با شما باشند.

6- خوشبین باشید و نیمه پر لیوان را ببینید و به جای اینکه فکر کنید «من عشقم را از دست داده ام»، فکر کنید «من الان مجردم» و به جای اینکه فکر کنید «کسی را که خیلی وقت بود می شناختم، از دست داده ام»، فکر کنید که «حالا باید با آدم های زیادی آشنا بشوم». خوشبین بودن به شما کمک می کند که زودتر فراموش کنید.

7- اینکه طرف مقابل، شما را با وجود همه عشقی که به او داشتید رها کرد، به این معنی نیست که شما جذاب و دوست داشتنی نبوده اید؛ آنچه که اتفاق افتاده، فقط و فقط به این معنی است که به شما فرصت دوباره ای داده شده که همسری بیابید که درست به همان اندازه ای که شما دوستش دارید، شما را دوست داشته باشد و برایتان ارزش قائل شود.

8- درگیر این فکر وسواس گونه نشوید که ای کاش او را ترک نکرده بودید. بپذیرید و باور کنید که هیچ انسانی مجاز نیست خود را اسیر کسی کند که مناسب او نیست.

9- کسی که احساسات شما را می شنود و می بیند اما هیچ پاسخی به آن نمی دهد، کسی که نسبت به شما و رنج هایتان بی تفاوت و منفعل است، مردی که از آرزوهای شما باخبر است اما شما و نیازهایتان را نادیده می گیرد، قطعا به هیچ عنوان شایسته عشق ورزی نیست. هیچ دلیلی ندارد که ما خودمان را به کسی تحمیل کنیم که دوستمان ندارد، زیرا همانطور که پیش از این نیز گفتیم، عشق، احترام، علاقه، تعتهد و صمیمیت، خصوصیاتی هستندکه در یک رابطه باید متقابل باشند واگر رعایت نشوند، نتیجه ای جز احساس کسالت و پوچی و سرخوردگی ندارند.

10- با خودتان به شکلی منطقی و سازنده مواجه شوید. لزومی ندارد وانمود کنید که غصه ای ندارید اما لازم است که برای فرار از شرایط پیش آمده، شرایط بهینه ای برای خود مهیا کنید. گاهی یک سفر تفریحی به منطقه ای خوش آب و هوا یا ثبت نام در یک کلاس هنری که با ذائقه و استعداد شما همخوانی دارد و یا معاشرت بیشتر با دوستانی که از وضعیت روحی شما باخبرند، می تواند تغییری بزرگ در روحیه تان ایجاد کند.

11- زمان هایی را نیز به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونی تان شاد باشید. لازم است که یاد بگیرید به تنهایی و بدون وابستگی به دیگران شاد باشید وگرنه نمی توانید فردی را که بعدها قرار است به زندگی تان بیاید، شاد کنید.

12
- همه یادگاری های رابطه قبلی را از خود دور کنید؛ فراموش کردن یک فرد، مستلزم این است که در آینده زندگی کنید؛ نه در گذشته! همه عکس ها، فیلم ها، هدیه ها و هر چیز دیگری که به او مربوط می شود را جمع کنید و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. شاید درابتدا کار ناراحت کننده ای باشد اما به تدریج روحیه تان را بهتر خواهد کرد.

13- یک کاغذ بردارید و همه احساساتتان را روی آن بنویسید. با این روش وقتی توانستید به خوبی این شوک عاطفی تان را پشت سر بگذارید، با خواندن آن نوشته ها خواهید فهمید که چقدر قوی بوده اید که توانسته اید آن را فراموش کنید.

14- به جای تمرکز روی غم و غصه های فعلی تان به زمانی فکر کنید که هنوز درگیر این رابطه نشده بودید. حال به این فکر کنید که پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت و به این بیندیشید که آن موقع، غصه ها و رنج امروزتان برایتان چه مفهومی خواهد داشت.

15- از جسمتان به خوبی مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید و اگر آنقدر غصه می خورید که تصور می کنید ممکن است به جسمتان آسیب بزند، حتما با یک مشاور مشورت کنید.

16- به هیچ عنوان برای فراموش کردن فرد قبلی به فرد جدیدی متوسل نشوید. برای آنکه دوباره بتوانید با شیوه ای صحیح و منطقی به کسی دل ببندید، به گذشت زمان نیاز دارید. دل بستن به یک فرد جدید برای فرار از دلبستگی قبلی، کار منصفانه ای نیست. بگذارید به مرور زمان آدم هایی در زندگی تان پیدا شود که اگر به آنها فرصت بدهید، برایتان احترام و ارزش زیادی قائل می شوند.

17- از اشتباهاتتان درس بگیرید و وقتی دنبال فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی، یک دلشکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیرات خودتان را در رابطه قبلی بپذیرید و سعی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.

نکات طلایی

* کسی را که شما فقط برایش یک سرگرمی اوقات فراغت هستید، به اولویت زندگی تان تبدیل نکنید.

* وقتتان را برای کسی که با شما وقت نمی گذارد، تلف نکنید.

* اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید، سعی نکنید انتقام بگیرید؛ فقط در مورد آن با یکی از دوستانتان حرف بزنید. هیچ کسی ارزش این همه ناراحتی و غصه شما را ندارد.

* یادتان باشد که بالاخره فراموشش خواهید کرد اما باید از انجام کارهایی که شما را به یاد او می اندازد، پرهیز کنید.

* اشکالی ندارد اگر گاهی احساس ناراحتی و تنهایی کنید. گاهی اوقات حتی گریه ممکن است حالتان را بهتر کند. مهم این است که در این روند، هر روز حالتان بهتر از روز قبل باشد.

* زمان بهترین داروست؛ این را به خاطر داشته باشید.

* تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیام های قبلی را چک نکنید.

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که هر چند فراموش کردن خیلی سخت است اما اصلا دلیلی ندارد که به خاطر دلبستگی و عادت، تن به هرگونه رابطه، بی احترامی و بی محبتی بدهیدو به دیگران اجازه دهید هر طور که می خواهند، با شما رفتار کنند. شما لایق بهترین ها هستید! این را همواره به خاطر داشته باشید.



و در آخر یک نصیحت خواهرانه به همه دختران و زنان جوان کشورمان:

آتش معرکه بالاست؛ مبادا که تو را ...
دانه و دام زیاد است؛ مبادا که تو را ...
پرده بر پنجره انداز؛ مبادا که تو را ...
مرد بدخواه زیاد است؛ مبادا که تو را ...
برف و کولاک زده، راه خراب است، نرو
دل به دریا زده ای، پهنه سراب است، نرو
(شعر از علیرضا آذر)





نوع مطلب :
برچسب ها : مطالب سودمند،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : حدیث

حال من بد نیست غم کم میخورم

کم که نه هر روز کم کم میخورم

آب می خواهم، سرابم می دهند

عشق می ورزم عذابم می دهند

عشق اگر اینست مرتد می شوم

خوب اگر این است من بد می‌شود

بس کن ای دل نابسامانی بس است
 

طالعم شوم است باور می‌کنم

من نمی گویم،دگر گفتن بس است

 

 گفتن اما هیچ نشنفتن بس است

روزگارت باد شیرین! شاد باش

دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

چند روزی هست حالم دیدنیست

حال من از این و آن پرسیدنیست

گاه بر روی زمین ذل میزنم

گاه بر حافظ تفأل میزنم

حافظ دیوانه فالم را گرفت

یک غزل آمد که حالم را گرفت

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم





نوع مطلب :
برچسب ها : مطالب دلنشین،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : حدیث

میخوام بنویسم دوباره از روزهایی که برمن گذشت ...اما نمیتونم سخته برام یادآوریش ولی از طرفی باید بنویسم تا بفهمم که چه اشتباهاتی کردم وکرد که

زندگیم به اینجا رسید ولی یادآوری اون زخمها بیشتر زخمی میکنه روح بیچارمو ولی چاره ای نیست

مینویسم ،فقط باید یکم ذهن پریشونم رو آروم کنم وطبقه بندی کنم زخمها رو تا بتونم بنویسم

یکی از بدترین زخمها رو امروز تو دنیای مجازی ازش خوردم ...برای همین حالم ناخوش و چشمام پرازاشکه

امروز توانم نوشتنم نیست ...

ولی مینویسم یک روز تمام گذشته رو.





نوع مطلب :
برچسب ها : زخمهام،
لینک های مرتبط :

با سلام به همگی شما خوبان

در پیوند زناشویی، شما نه زن هستید، نه شوهر! بلکه عشقی هستید میان دو انسان. عشقی که برای تداوم آن، باید به علائمی توجه داشت.
بوق نزنید:
یعنی فریاد کشیدن ممنوع!
خطر ریزش کوه:
یعنی وقتی تو ناسپاس هستی، وقتی توهین و فحاشی می‌کنی، پس منتظر باش تکه سنگ‌ها بر سرت ریزش کند!
پیچ خطرناک:
سرعت خود را کم کنید! یعنی ما به کمی شوخ طبعی نیاز داریم که از مسیرهای دشوار و پیچ و خم‌های خطرناک زندگی، راحت‌تر عبور کنیم و به آسانی نلغزیم!
سبقت ممنوع:
چرا همسرت را رقیب خود می‌دانی؟ با او همراه و همفکر و همدرد شو! اگر موفقیتی کسب کند، مطمئن باش که تو هم در آن سهیم هستی!
با نور بالا حرکت نکنید:
یعنی هرگز تصور نکن که حق به جانب توست؛ و در جاده زندگی جوری عمل نکن که همسرت تعادل و توان صحبت و گفتمان و اظهار نظر نداشته باشد. مطمئن باش وقتی ماشین مقابل که همسرت است، نتواند خوب ببیند، تو پیروز نیستی! بلکه با تو تصادف می‌کند، آن وقت چه می‌شود؟ هیچ! فقط یک خسارت دوبله!
خطر سقوط بهمن:
یعنی در جاده زندگی، مدام پرخاش نکن، مدام فریاد نکن، مدام قهر نکن و مدام ... باور کن که تو با صدای اشتباهات کوچکت، باعث می‌شوی که خرده برف‌ها به هم آمیخته و به تدریج به بهمن عظیمی تبدیل شوند و در نهایت، سر از دادگاه حمایت خانواده در آوری و آخرش مُهر طلاق بر پیشانی‌ات می‌خورد و بس!
جاده، دو طرفه است:
یعنی فقط به فکر کاستی‌های خودت نباش! الان خسته ای، بعد خسته ای، بعد می‌خواهی فیلم دلخواهت را ببینی، بعد می‌خواهی استراحت کنی و بعد ...
زندگی یک جاده دو طرفه است، کمی هم به همسرت بیندیش و ببین کاستی‌های او چیست؟ خواسته‌هایش را جامه‌ی عمل بپوشان و ... یکه تازی و فقط به فکر خود بودن، ممنوع!
به محل پارک، پانصد متر مانده:
یعنی گاهی کار را تعطیل کن و برای تفریح و استراحت همسرت وقت بگذار. فراموش نکن:
ارزش هر چیز در زندگی ما به میزان زمانی است که برای آن صرف می‌کنیم! باور کن مانند همان وقتی است که شما در جاده به پارک می‌رسید و چای و شیرینی مختصری میل می‌کنید و وقتی پشت فرمان قرار می‌گیرید، انرژی بیشتری نسبت به قبل دارید. باور کنید که زندگی هم این گونه است! یک بار امتحان کنید.
حداکثر سرعت مجاز، ۱۱۰ کیلومتر:
وقتی در جاده، راننده ای را می‌بینید که بیشتر از حد مجاز می‌راند و ماشین او به صورت مارپیچ حرکت می‌کند، چه می‌گویید؟ بی شک می‌گویید: به زودی تصادف می‌کند یا از پرتگاهی پرت می‌شود! جاده زندگی هم این گونه است:
- وقتی شما هر طور دوست دارید می‌تازید.
- وقتی مدیریت احساس ندارید و هر گاه که به هر دلیل خشمگین می‌شوید، هر کاری که می‌توانید می‌کنید و هر حرف زشتی را می‌زنید و نمی‌دانید که، خشم و خجالت، هر دو با (خ) آغاز می‌گردد و بدانید که این مسایل بی دلیل نیست!
سری به دادگاه و زندان‌ها بزنید... تمام افرادی که به دلیل خشم، عمل زشتی از آنان صادرشده است، هرگز سر خود را بالا نمی‌گیرند و ابراز خوشحالی نمی‌کنند. بلکه سر به زیر دارند و با کلماتی بریده بریده می‌گویند: شرمنده‌ام! پس بهتر است کاری نکنید که در نیمه جاده زندگی، دچار این حالت شوید.
حداکثر سرعت در شب، ۸۰ کیلومتر:
شب یعنی ظلمات و تاریکی، و در جاده زندگی یعنی بعضی از مسایل را فقط شنیده‌ایم و خوب نمی‌دانیم و نباید زود قضاوت کنیم. حتی خداوند، قبل از مرگ انسان درباره‌اش قضاوت نمی‌کند! پس وقتی مسایلی را می‌شنوید که باعث نگرانی یا خشم شما در رابطه با همسرتان می‌شود، تند نرانید، سرعت خود را کنترل کنید. مطمئن باشید که با گذشت اندکی از زمان و انجام گفتمان حضوری، متوجه می‌شوید که قضاوت شما غلط بوده است.
به خاطر بسپارید:
تاریکی یعنی جهل، و نور یعنی آگاهی. پس بهتر است با نور آگاهی و با آرامش، مسایل را حل و فصل کنید.
به پل نزدیک می‌شوید:
وقتی شرایط خاصی برای همسرتان پیش آمده است که باید خیلی مراعات او را در رفتار و گفتار نمایید، مطمئن باشید تا چشم برهم بگذارید، به سلامتی از پل زندگی عبور کرده‌اید.
فراموش نکنید: خوشا آنانی که وجود خود را پلی می‌سازند تا دیگران از آن عبور کنند!
به تونل نزدیک می‌شوید:
شما وقتی در جاده ای به تونل نزدیک می‌شوید چه می‌کنید؟ بی شک می‌گویید: اولین کار، کم کردن سرعت و بعد روشن کردن چراغ‌های اتومبیل است!
حالا در جاده‌ی زندگی، به تونل نزدیک می‌شوید؛ یعنی همسر شما در یک حالت بحرانی به سر می‌برد:
- یکی از عزیزانش فوت کرده،
- دچار ورشکستگی اقتصادی شده،
- با شکست کاری مواجه شده،
- و مشابه آن...
در این حالت شما باید چه کنید؟
اول، سرعت زندگی خود را کم کنید، یعنی از کار روزمره‌ی خود بکاهید. دوم، چراغ‌ها را روشن کنید، برای شما گفته بودیم که نور یعنی دانایی و آگاهی؛ پس با دانایی و آگاهی عمل کنید. با او همدرد و همراه شوید و در کنارش حضور یابید.
به خاطر بسپارید: همسر شما امانت و موهبتی الهی است که برای مدت محدودی در کنار شماست!
پس اگر این گونه عمل کنید، مطمئن باشید که خیلی زود و به یاری خداوند، به سلامتی از تونل تاریک عبور می‌کنید و به زودی شاهد روشنایی جاده و حضور لبخندی بر لبان خود و همسرتان می‌شوید.
خطر! جاده بن بست است:
یعنی وقتی شما در جاده زندگی به تابلوهای راهنمایی که برایتان نصب کرده‌ایم توجه نکردید و در نهایت، قهر را ادامه دادید، باید بگوییم متأسفانه شما در جاده زندگی به بن بست رسیده‌اید و به زودی خطر حقیقی را که همان طلاق است، با گوشت و پوست خود حس خواهید کرد!
به خاطر بسپارید:
در طول سفر زندگی، چشم به جاده ندوز، خسته می‌شوی!
دل به جاده بده!





نوع مطلب :
برچسب ها : مطالب سودمند،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :