تبلیغات
باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم ..... - 3 )میخوام بنویسم دوباره ....
 
باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم .....
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : حدیث

میخوام بنویسم دوباره از روزهایی که برمن گذشت ...اما نمیتونم سخته برام یادآوریش ولی از طرفی باید بنویسم تا بفهمم که چه اشتباهاتی کردم وکرد که

زندگیم به اینجا رسید ولی یادآوری اون زخمها بیشتر زخمی میکنه روح بیچارمو ولی چاره ای نیست

مینویسم ،فقط باید یکم ذهن پریشونم رو آروم کنم وطبقه بندی کنم زخمها رو تا بتونم بنویسم

یکی از بدترین زخمها رو امروز تو دنیای مجازی ازش خوردم ...برای همین حالم ناخوش و چشمام پرازاشکه

امروز توانم نوشتنم نیست ...

ولی مینویسم یک روز تمام گذشته رو.





نوع مطلب :
برچسب ها : زخمهام،
لینک های مرتبط :
شنبه 14 مرداد 1396 12:45 ب.ظ
I am in fact thankful to the owner of this
web page who has shared this wonderful paragraph at
here.
جمعه 13 مرداد 1396 11:04 ب.ظ
I have learn a few good stuff here. Definitely worth bookmarking for revisiting.
I wonder how much effort you put to create this kind of excellent
informative website.
شنبه 19 اردیبهشت 1394 11:35 ق.ظ
زودتر بیا بنویس ببینیم باهات چیکار کرده این مدت.اگه اینجا هم ننویسی خیلی بهت فشار میاد.صد در صد تو دنیای واقعی هم کسی نداری که بتونی به راحتی اینجا همه چی رو واسه ش تعریف کنی.بیا بنویس عزیزمما هم نگرانتیم
حدیث : هم اون درحقم بد کرده هم من ،دوتا ییمون به یک اندازه تیشه زدیم به ریشه زندگیمون
درحالی که همو دوست داریم همدیگه رو شکنجه روحی میدیم...
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 07:35 ب.ظ
حدیث برات از خدا آرامش میخوام
حدیث قربونت عزیزم
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 04:04 ب.ظ
حدیث جان
حمیده هستم
توی وبلاگ قبلی هم برات مینوشتم
عزیزم زندگی پراز پستی وبلندیه والبته تو هم میتونی با فکر درست از پس بزرگترین مشکلات بربیای
موفق باشی
حدیث سلام حمیده جون
آره عزیزم یادمه
مرسی عزیزم از انرژی مثبتت
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 01:57 ق.ظ
حدیث قشنگم دوست خوبم این روزا درگیر پایان نامه و دفاع و مقاله شدم بخاطر همین نمیرسم مث قبل بهت سر بزنم منو بخاطر کم اومدنم ببخش دوست عزیزم
برات دعا می کنم بزودی به ارامشی که همیشه خواستی و نداشتی برسی و از این عذاب و سختی که همیشه همراهت بوده خلاص شی
دوست دارم حدیث زیبا
حدیث : الهی قربونت بشم عزیززززززم
تو نیای هم برای من عزیزی
مهربونیهات به من ثابت شده ست
مرسی بابت دعای خوب وپرانرژیت
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 12:02 ب.ظ
عجب اومدی دختر.
حدیث اومدم ولی چه اومدنی
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 10:32 ب.ظ
قاعدتا اگه یاداوری یک سری مسائل مفید نیست نباید ذهنتو بهشون مشغول بکنی.
به نظر باید در حال حاضر به فکر مسائل جدید باشی، یک زندگی جدید.
تفکر در مورد گذشته رو بذار برای آینده، زمانی که تفکر در مورد این وقایع اثری در حال و هوایت نگذاره.
حدیث توراست میگی علی ...
اصلن یادآوریش حالم رو خراب میکنه
مرسی علی جان که اینقدر بامعرفتی وهمیشه هستی
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 07:18 ب.ظ
حدیث جون
بعد از مدتها سلام
چرا اینقدر خودت رو عذاب میدی دختر
دلم میخواد زودتر بنویسی...
حدیث سلام عزیزم
من خودم رو عذاب نمیدم اونه که منو هرلحظه باکارها وحرفهاش عذاب میده
راستی اسمت رو ننوشتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :